مادر |
|
کسی پیدا نمیشه مثل تو مهربون باشه مرگ مادر دیدن سخت است،سخت قــــــــــدر او باید بدانی تا که هست آنکه تا طفلش نمیخفت، نیمه شب لحظــــــهای بر روی هم دیده نبست ادامه مطلب... 1-بله ؛ انگارايـن يك واقعـيته : مادرم مُـرد ؛ و حالا اين جاست. دراز كشيده وسط اتاق ــ عرق كـرده ام ... هوا گرم ادامه مطلب... آن روز که مادرم مرد
هوا آفتابی بود نمه بارانی زد برگ درختان میدرخشید دنیا زیبا بود آن روز که مادرم را می شستند قمری ها و پروانه ها به دیدارش آمدند شاپرکی بدرقه اش کرد و بعد از آن هر پروانه ای مرا به یاد او می اندازد او فرشته من بود مرا به دست فرشته ای دیگر سپرد و رفت آن قدر غمگینم که ناخودآگاهم برای حفاظت از من به عمق فراموشی غوطه ورم می کند از آن زمان تا حالا هرگز هرگز هرگز تا انتها فکر نکرده ام که مردن یعنی چه. مادرم مرده یعنی چه. نصفه رهایش می کنم و شروع می کنم به سوت زدن و خود را به آن راه زدن. "" ادامه مطلب... دیشب بالای سر خیال مادرم نشسته بودم . ادامه مطلب... تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دمسازه مهربان مادر من ادامه مطلب... باز باران بی ترانه باز باران، با تمام بی کسی های شبانه می خورد بر مرد تنها، می چکد بر فرش خانه باز می آید صدای چک چک غم...باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده نمی دانم...نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟ نمی فهمم، چرا مردم نمی فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد.... کجای ذلتش زیباست؟؟؟ ادامه مطلب... آهنگ جدید ندیم درباره مادر کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید،اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد:در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد.
فرشته ای به نام مادر - عشق آسمانی
اول چشمهایت را بر هرچه بد است ببند... بعد بخوان!
باد میوزد و بوی تو را از دور دستها برایم میآورد باد حکایت دلتنگیام را خوب میداند هر روز میآید و اشکهای تنهایی را از گونههایم میزداید.
ورق میخورد برگ برگ میشود دفتر زندگیام و من میبینم که چطور دست روزگار تقدیرم را رقم زده است و گاهی این میانه مثل بازیچهای بودهام آنگاه که خواستم قهرمان فصلهای این دفتر شوم سیلی روزگار مرا را پس میزند. گفته بود: باید جسارت داشت باشی که هنوز بخواهی در این میدان بمانی. و من ماندهام...
در این کوچههای دلتنگی این روزها بوی یاس و ریحان به هم میپیچد و در خواب پروانه نرگسها هنوز سر به زیرند قاصدک با پرهای ظریف و کوچکش هنوز تاب بردن بعضی از خبرها را ندارد
نیستی که بدانی چقدر این لحظات سخت میگذرند وقتی دستی به تمنای حضور تو بالا میرود و آسمان دلی بارانی تنها نسیم عطر توست که میگوید در دوردستها چشمی به انتظار ایستاده بگذار هر غروب جمعه این چشمها به افق دوخته شده باشند اما نخواه در تاریکی و انزوا، تکههای وجود گم شوند...
میدانم خبر داری که چه روزها و شبهایی را طی کردم میدانم که میدانی این روزها چقدر احساس تنهایی میکنم میدانی تاب تشنگی و سوختن سخت است این چهره ی خسته و افسرده و زار زنیست در پس روز های سرد که جوانیش را پشت شقایق ها جای گذاشته اکنون این زن با چشم هایی به گودی نشسته که حکایت از شب بیداری هایش است، اینجا تنها در پس این روزگار خزان زده نشسته است. جوانیش را به پای کسی گذاشت که اکنون دیگر غریبه ایست به تمام معنا. روز و شب در تلاش،نیمه شب ها چشم بر هم نگذاشت تا نیاید لحظه ای که کودکش آشفته گردد. زنی،کوهی از درد،رودی از گذشت،آسمانی از مهر. خسته و زار و مهربان. روزهایش کاشتن مهر،شب هایش تحمل درشت گویی ها. چشمانش دردی رنگ،نگاهش محبت وار و مشکین گیسوان دیروزش، خرمنی برف فام امروز. زنی تنها که تنها گوش کردن می داند "مادر مهربان... دوستت دارم" آسمان را گفتم
مادرم روى مهت روح و روان است مرا *** مهر تو قوّت تن قوّت جانست مرا
در دل اندیشه تو گنج نهان است مرا *** یك نگاه تو به از هر دو جهان است مرا فارغم با تو زهر خوب و بد اى پاك سرشت *** زیر پاى تو نهادست خدا باغ بهشت مهرت اى ماه بمن نفخه جان مى بخشد *** سخنانت به روان تاب و توان مى بخشد راى پیر تو به من بخت جوان مى بخشد *** آنچه دل مى طلبد لطف تو آن مى بخشد اى (هما) مادرم اى خاك رهت افسر من *** سایه لطف تو كوتاه مباد از سر من آنچه دارم همه از دولت پاینده تست *** دیده ام نور ور از چهره تابنده تست تا نهان در دل من مهر فزاینده تست *** هرچه باشم دل و جانم بخدا بنده تست جان چه باشد كه به از جان و جهانم باشى *** زانچه پندارم صدره به از آنم باشى دل ز رخساره تابان تو روشن دارم *** خاطر از گلبن خندان تو گلشن دارم جان ز یُمن نفس پاك تو در تن دارم *** از تو دارم همه نعمت ها كان من دارم همه آثار وجودم ز وجود تو بود *** بخدا بود من از پرتو بود تو بود فارغم از غم ایّام چو غمخوار توئى *** نشوم خسته بكارى كه مدد كار توئى نیستم رنجه زتنهائى چون یار توئى *** دور تو گردم تا مركز پرگار توئى كوشش روز و شبم از پى آسودن تست *** نى كه من هیچ نیم بودنم از بودن تست هر زمان كز غم ایام جگر خون باشم *** در خط از خوى نكوهیده گردون باشم سخت در شش درِ غم بسته و مسجون باشم *** خاطر آشفته و دلخسته و محزون باشم چون برویت نگرم جمله فراموش آید *** لبم از شكوه فرا پیش تو خاموش آید این چه لطفى است كه در چهره ماه تو بود *** وین چه حالى است كه در چشم سیاه تو بود وین چه رمزى است كه در حال نگاه تو بود *** از خدا خواهم پیوسته پناه تو بود تا كه همواره دلم را به نگه شاد كنى *** وز غم و رنجش وارسته و آزاد كنى ![]() ![]() ![]()
هروقت دلت گرفت ؛ هروقت آسمون برات مثل همیشه آبی نبود ؛
هر وقت احساس کردی داری زیر بار مشکلات خورد میشی ؛
هروقت حس کردی دیگه به درد هیچ کاری نمیخوری ؛
هروقت حس کردی که خیلی بی مصرف و پوچی ،
هروقت حس کردی خیلی تنها شدی ،
به اون بالا نگاه کن .
ادامه مطلب... داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ هر کجا بیندم از دور کند ادامه مطلب... مادر ای سايهي الطاف خدا |
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com |